27.1 C
تهران
تیر ۱۳, ۱۳۹۹
دیپلماسی انرژی
گزارش گاز

ال ان جی؛ از عدم قطعیت تا عدم قطعیت

در سال ۲۰۱۷ مجموع واردات ال ان جی کمی سریع‌تر از ظرفیت رشد کرد. در نه ماه اول سال ۲۰۱۸ واردات به میزان سال به سال ۱۰.۱ درصد رشد کرد، در حالی که ظرفیت حدود ۹.۶ درصد رشد کرد. با این حال، در شش ماه بین اکتبر ۲۰۱۸ و مارس ۲۰۱۹، مجموع رشد سال به سال واردات تا ۸.۵ درصد کاهش یافت، در حالی که رشد ظرفیت تا ۱۲.۴ درصد افزایش یافت.

کند شدن رشد واردات بیشتر در بازارهای آسیایی رخ داد. چین در نه ماه اول سال ۲۰۱۸ در حال رشد با نرخ سال به سال حدودی ۵۰ درصد بود، اما بعدها بین اکتبر ۲۰۱۸ و مارس ۲۰۱۹ تا زیر ۲۰ درصد سال به سال کاهش یافت. هندوستان در نه ماه اول سال ۲۰۱۸ با قدرت در حال رشد بود، اما رشدش بین اکتبر ۲۰۱۸ و مارس ۲۰۱۹ منفی شد. همین وضعیت در ژاپن، کره و تایوان نیز وجود داشت؛ رشد سال به سال ۸.۱ درصدی در نه ماه اول سال ۲۰۱۸ (رشد بسیار قدرتمند کره) و سپس سقوط ۵.۵ درصدی سال به سال بین اکتبر ۲۰۱۸ و مارس ۲۰۱۹.

این رشد در چین تحت تأثیر یک رویکرد آهسته تر به منظور چرخش از منابع ذغال‌سنگ به منابع گاز در صنعت و ساختمان‌های تجاری و مسکونی و همچنین رشد بیشتر در تولید داخلی و واردات بیشتر خط لوله قرار گرفته است. در هند، این رشد به دلیل قیمت‌های بالاتر ال ان جی در اوایل سال ۲۰۱۸ به علاوه مشکلاتی با ظرفیت خطوط لوله انتقال از حرکت بازداشته شده است،زمستان گرمتر نیز بر ژاپن و کره جنوبی تأثیر گذاشت.

اما رشد عرضه ال ان جی هنوز به پایان نرسیده است. در ۱۸ ماه از ژوئیه ۲۰۱۹ تا دسامبر ۲۰۲۰، ۵۸ میلیون تن در سال (mtpa) یا ۷۸ میلیارد متر مکعب (bcm) ظرفیت بیشتر در جریان قرار خواهد گرفت.

انتظار می‌رود که واردات ال ان جی به ویژه در چین و بازارهای آسیایی نوظهور به رشد خود ادامه دهند، اما در بعضی بازارها از جمله مصر که واردات ال ان جی در حال از سر گیری است، و آرژانتین که به تازگی صادرات ال ان جی از یک کارخانه شناور را به تبع افزایش دادن تولید گاز شیلی شروع کرده است، این رشد در حال کاهش و یا حتی منفی شدن است.

عرضه صعودی ال ان جی در حال رقابت با  پروژه‌های خط لوله‌ای جدید به سمت اروپا و چین است. در اروپا، انتظار می‌رود Nordstream 2 در اوایل سال ۲۰۲۰ شروع به کار کرده و به مرور زمان افزایش تولید داشته باشد.

انتظار می‌رود تولیدات اروپا در حال افول باقی بماند، لذا در یک سظطح تقاضا که بیشترش مسطح است یک شکاف واردات در حال رشد وجود خواهد داشت که می‌تواند با واردات از  هر دو راه خط لوله و ال ان جی پر شود. در سال ۲۰۱۸ شکاف واردات حدود ۲۹۰ میلیارد متر مکعب بود که با ۲۳۵ میلیارد متر مکعب واردات از طریق مجموع خط لوله‌ها و ۶۰ میلیارد متر مکعب از طریق ال ان جی پر شد. (مقداری گاز تزریق به مخزن نیز وجود داشت.) انتظار می‌رود تا سال ۲۰۲۲ شکاف واردات تا ۳۱۵ میلیارد متر مکعب عریض شود، اما مجموع واردات از راه خط لوله تا ۲۵۵ میلیارد متر مکعب و مجموع واردات از راه ال ان جی تا ۷۰ میلیارد متر مکعب افزایش خواهد شود.

تا پایان سال ۲۰۲۰، انتظار می‌رود رشد عرضه از رشد تقاضا پیشی بگیرد، اما بعد از آن پیش‌بینی می‌شود که رشد صادرات از حرکت بازداشته شده و رشد تقاضا را قادر سازد که ظرفیت اضافی را ببلعد.

شکل زیر انباشت مورد انتظار صادرات را برای آن پروژه‌هایی که تصمیمات سرمایه‌گذاری نهایی (FID) را تا پایان سال ۲۰۱۸ اتخاذ کرده‌اند، نشان می‌دهد.

انتظار می‌رود رشد ظرفیت در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ از سرعت خود کم کرده و رشد واردات شروع به بستن شکاف تقاضا کند. انتظار می‌رود تا سال ۲۰۲۵ همانطور که تقاضا افزایش می‌یابد، ظرفیت صادرات جهان به اتمام برسد و این موضوع نشان می دهد که لازم است در سال۲۰۱۹  تصمیمات سرمایه‌گذاری  (FID) های بیشتری به منظور پر کردن شکاف اتخاذ شود.

در سال ۲۰۱۸، مجموع ظرفیت در دسترس صادرات ال ان جی مقدار تخمینی ۴۶۰ میلیارد متر مکعب بود، در حالی که کل واردات به علاوه ال ان جی هدر رفته در حمل و نقل مقدار ۴۳۰ میلیارد متر مکعب بود، یعنی نرخ بهره‌برداری ۹۳ درصدی. تخمین زده می‌شود که تا سال ۲۰۲۲، ظرفیت صادرات ۲۶ درصد و تا ۵۸۰ میلیارد متر مکعب صعود کند، در حالی که تخمین مجموع واردات و هدر رفت ال ان جی، صعود ۲۶ درصدی تا ۵۴۰ میلیارد متر مکعب است که نرخ بهره‌برداری کمی بالاتری را نشان می‌دهد.

یک عدم قطعیت کلیدی در این تحلیل، میزان رشد تقاضا در کشورها و نواحی اصلی واردکننده ال ان جی و میزان تاثیر گذاری آن بر بازار واردات است. ما قبلاً بازه ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲ را مورد بحث قرار داده‌ایم اما از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۶ ، رشد مورد انتظار به میزان ۱۰۰ میلیارد متر مکعب بوده که به احتمال زیاد از سوی کشورهای انجمن ملل جنوب شرقی آسیا (ASEAN) هدایت خواهد شد، البته تقریباً بدون رشد در اروپا.

انتظار می‌رود رشد کلی تقاضای چین تا سال ۲۰۲۶ با قدرت ادامه داشته و مجموع تقاضا از ۴۰۰ میلیارد متر مکعب در سال ۲۰۲۲ به ۵۰۰ میلیارد متر مکعب در سال برسد. ممکن است رشد تولید زیر ۴۰ میلیارد متر مکعب باشد، اما رشد قدرتمند واردات از طریق خط لوله از روسیه و آسیای شمالی به احتمال زیاد از رشد واردات ال ان جی جلوگیری خواهد کرد. در اروپا، انتظار می‌رود که تقاضا ثابت باشد، اما با کاهش یافتن تولید، شکاف واردات می تواند به اندازه ۲۵ میلیارد متر مکعب عریض‌تر و بین واردات از دو راه خط لوله و ال ان جی تقسیم خواهد شد.

ممکن است چین و اروپا ناحیه‌های کلیدی عدم قطعیت باشند، زیرا شکاف‌های واردات بیانگر اختلاف بین دو عدد بزرگ هستند، و از طرفی ال ان جی با واردات گاز از راه خط لوله رقابت می‌کند. بنابراین هر تغییر کوچکی در تقاضا، تولید و یا واردات از راه خط لوله، می‌تواند به طور کلی چشم‌انداز ال ان جی را تغییر داده و ۶۰ تا ۷۰ میلیارد متر مکعب عرضه مازاد را به سرعت حذف کند. ۶۰ میلیارد متر مکعب می‌تواند نرخ بهره‌برداری را به ۹۳.۵ درصد برساند، در حالی که ۷۰ میلیارد متر مکعب آن را تا ۹۵ درصد افزایش خواهد داد.(مشابه سطوح اواخر سال ۲۰۱۷ و اوایل سال ۲۰۱۸). البته با توسعه ال ان جی به سمت بازارهای جدید، از جمله مناطق جنوبی صحرای سینا در آفریقا، مقادیری بالقوه از رشد همچنان وجود دارند.

با کند شدن رشد ظرفیت صادرات در سال‌های ۲۰۲۱، ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳، ممکن است رشد تقاضا شروع به انقباض بازار و بالا بردن قیمت‌ها کند. اما به نظر می رسد در سال ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، با توجه به چشم‌انداز رشد قابل توجه ظرفیت صادرات و بیشتر بودن آن نسبت به رشد واردات، محتمل است که موجب کاهش قیمت ها شود.

سقوط سریع قیمت لطظه ای در آسیا و اروپا از اکتبر ۲۰۱۸ بازتابی از اشباع عرضه ال ان جی بوده است و همانطور که رشد واردات در آسیا ثابت شده یا حتی در بعضی کشورها سقوط کرده است (به ویژه که رشد کشر چین نیز کاهش داشته است)، با ادامه یافتن رشد ظرفیت صادرات ال ان جی تا پایان سال ۲۰۲۰ و حتی سال ۲۰۲۱ و در غیاب هر گونه شوک در سمت تقاضا، پیش بینی می شود ضعف ادامه‌دار قیمت به مدت حدود ۱۸ ماه دیگر وجود داشته باشد.

با این حال، انتظار می‌رود که حجم عرضه کمی بین سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۴ وارد جریان شود و حتی رشد ملایم واردات ال ان جی موجب کاهش اشباع عرضه شده و به احتمال زیاد قیمت‌ها ، افزایش خواهند یافت.

تا همین اواخر، از بازار گاز تا حد زیادی به عنوان یک پدیده منطقه‌ای یاد می شد که در آن به عنوان یک کالا، یا در یک کشور هم تولید و هم مصرف می شد و یا بین کشورهای نزدیک به هم مبادله می شد. اساس این داد و ستد، شبکه‌های گسترده خط لوله بوده است و مثال‌های فراوانی از اتصالات فرامرزی که صادرکنندگان اصلی و مصرف‌کنندگان مهم را به هم پیوند داده است وجود دارد. خطوط لوله از ایالات متحده به کانادا و مکزیک، از بولیوی به کشورهای همسایه در آمریکای جنوبی و از آفریقای شمالی به اروپا مثال‌های قابل توجهی از الگوهای تجاری منطقه‌ای سنتی‌تر هستند، اما صادرات گاز از طریق خطوط لوله گسترده از روسیه به اروپا شناخته‌شده‌ترین و بحث‌برانگیزترین مثال این حوزه است. 

اما در مقابل، بازار گاز آسیا تحت سلطه ال ان جی قرار گرفته است. این سلطه به طرز مشابهی به این دلیل است که بزرگترین منابع گاز در فواصل دور قرار داشتند. از طرفی تلاش‌ها برای متصل کردن کشورهای آسیایی از طریق یک شبکه خطوط لوله به واسطه کمبود ذخایر بومی گاز در منطقه و نبود یک بدنه هماهنگ‌کننده ( مانند اتحادیه اروپا در اروپا) تا حدی زیادی شکست خورده‌اند.

در نتیجه، ال ان جی گرفته شده از صادر‌کننده‌های نسبتاً نزدیک از جمله اندونزی و همینطور مکان‌های دورتر در استرالیا و خاورمیانه ( عمدتاً قطر) بر واردات گاز این کشور ها تسلط یافته است.

یک عامل که صادرکننده‌های از راه خط لوله و ال ان جی در تاریخ در آن با هم مشترک بوده‌اند آن است که هر دو گروه بر پایه توسعه‌های چندساله و پرهزینه بوده‌اند؛ توسعه‌هایی که تنها می‌توانند توسط شرکت‌های درگیر و همینطور بانک‌های تأمین‌کننده دارایی، بر اساس قراردادهای بلند مدت که عموماً مبتنی بر قیمتی مرتبط با نفت هستند، توجیه می‌شوند. این شرایط، ریسک حجم را به عهده خریدار و ریسک قیمت را به عهده فروشنده گذاشته است. یعنی خریدار باید در مدت قرارداد حجم معینی گاز از فروشنده خریداری کند و فروشنده نیز باید گاز را به عنوان یک سوخت رقابت پذیر با قیمت مناسب بفروشد.

 با این حال، مدل سنتی حالا شروع به در هم شکستن کرده است و معرفی بسته سوم انرژی در اتحادیه اروپا بازار و رقابت بین تمام فرم‌های عرضه گاز را آزاد کرده و همچنین ورود ال ان جی ایالات متحده ، به این در هم شکستگی سرعت بخشیده است. اتحادیه اروپا هم‌چنین کشورهای عضو خود را تشویق کرده است که تنوع منابع عرضه خود را افزایش دهند که این موضوع به ساخت تعداد زیادی از تجهیزات دریافت ال ان جی  که در آن‌ها ال ان جی می‌تواند دوباره به گاز تبدیل شده و به داخل شبکه خط لوله فرستاده شود، انجامید.

البته، این واقعیت که ال ان جی تا حدی زیادی قبل از استفاده، دوباره به گاز تبدیل شده و با یک خط لوله گاز به سمت مصرف‌کنندگان ارسال می‌شود به این نکته تأکید دارد که ال ان جی مشابه محصول گاز ارسالی از طریق خطوط لوله است، بنابراین رقابت بین این دو در واقعیت رقابت بین منابع گاز طبیعی است. اگر چه تفاوت کلیدی بین آن‌ها در انعطاف‌پذیری محصول ارائه شده نهفته است، زیرا خطوط لوله طبق طبیعت شان یک فروشنده را به یک خریدار متصل می‌کنند، در حالی که ال ان جی فرصت تغییر مسیر به سمت هر خریداری که حاضر است بالاترین قیمت را بپردازد، ایجاد می‌کند. البته این ویژگی خیلی مورد توجه نبوده است زیرا قراردادهای ال ان جی اغلب شامل بندهای مربوط به مقصد بوده‌اند که حراج محصول را محدود کرده‌اند، اما معرفی صادرات ال ان جی ایالات متحده که تا حد زیادی در خلیج مکزیک به روش تحویل کالا روی عرشه کشتی یا FOB ( و لذا بدون محدودیت‌های مربوط به مقصد) فروخته شده است، بازار را کمی تغییر داده است. هم فروشنده‌ها و هم خریدارها حالا به تجارت ال ان جی به منظور بهینه‌سازی ریسک و بازگشت سرمایه خود عادت کرده‌اند؛ و با ارائه شدن یک بازار سیال و رقابتی از سوی اروپا که در آن همیشه می‌توان گاز را به قیمت غالب در بازار فروخت، پایه و اساس ایجاد یک بازار رقابتی در جهان گذاشته شده است.

قیمت های منابع گاز صادراتی به اروپا

قطعاً  برای شرکت گازپروم روسیه با زیرساخت صادرات از راه خطوط لوله ثابتش، منطقی به نظر می‌رسد که بخواهد قیمتی بین هزینه‌های حاشیه‌ای کوتاه مدت و بلند مدت برای یک رقیب اصلی را حفظ کند. در یک سو، هدف بیشینه کردن درآمدها و سود‌ها با دوری از قیمت‌های بیش از حد پایین است و در سوی دیگر، منطقی نیست که قیمت را به بالاتر از هزینه‌های حاشیه‌ای بلندمدت برای یک دوره طولانی مدت هدایت کرد.

با توجه به این گفته‌ها، محدودیت‌های ذاتی بین خط لوله گاز و ال ان جی در اروپا وجود دارد. از دیدگاه روسیه محدویت واضح، ظرفیت خط لوله است. در زمستان ۱۸-۲۰۱۷ که در یک بازه کوتاه مدت هوا بسیار سرد شد، معلوم شد که ظرفیت سیستم صادرات روسیه در بعضی روزها تکمیل بود. این واقعیت مسئله سیاست و محدودیت‌های بالقوه‌ای که اگر حمل و نقل از مسیر اکراین در ژانویه ۲۰۲۰ به پایان برسد، و (یا) این که اتحادیه اروپا خط لوله جدید Nord Stream 2 را مسدود کند، و (یا) این که اتحادیه اروپا راهی برای محدود کردن جریان‌های به مقصد اروپا از خط لوله Turk Stream از میان دریای سیاه پیدا کند قابل پیاده‌سازی است را پیش می‌کشد. این احتمالات، این مسئله مهم را برجسته می‌کند که خطوط لوله، دارایی‌های ژئوپلیتیک استراتژیک هستند و توانایی گاز تأمین‌ شده از آن‌ها در رقابت با منابع جایگزین عرضه همیشه از عواملی فراتر از عوامل تجاری نیز تأثیر می‌پذیرند.

از سوی دیگر، ال ان جی دیدگاه متفاوتی را ارائه می‌کند زیرا هنگامی که روی آب است می‌توان آن را به سمت هر بازاری که سودمندتر است هدایت کرد. این اصل مخصوصا در یک بازار فشرده آسیا که به دلیل وابستگی‌اش به ال ان جی به چشم مرغوب‌ترین بازار محتمل دیده می‌شود، خودنمایی می کند. در نتیجه، رقابت بین ال ان جی و گاز خط لوله روسیه در اروپا در زمان زیاد بودن عرضه (از جمله نیمه اول سال ۲۰۱۹) هنگامی که در قیمت‌ بازار در اروپا، انعطاف‌پذیری جریان‌های ال ان جی با انعطاف‌پذیری ذاتی قراردادهای صادرات گاز روسیه درگیر است، آشکارتر است.

تاریخ: ۲۰۱۹/۹/۱۶

منبع: اندیشکده آکسفورد

Related posts

گزارش تحولات بازار گاز- ۳۰ ژوئن

ali

ژئوپلیتیک تجارت گاز آسیا و اروپا

ali

گزارش بازار گاز- ژوئیه ۲۰۱۹

ali

ارائه دیدگاه